
غزلی از هاتف اصفهانی نوشته : علی فرزانهمهر رخسار ومه جبین شده ایآفت دل بلای دین شده ایمهر ومه را شکسته ای رونقغیرت آن ورشک این شده ایپیش از این دوست بودیم از مهردشمن من کنون زکین شده ایمن چنانم که پیش از این بودمتو ندانم چرا چنین شده ایننشستی چرا دمی با منگرنه با غیر همنشین شده ایدل زرشکم طپد چوبسمل بازبهر صیدی که در کمین شده ایغزلی گفته ای دگر هاتفکه سزا وار آفرین شده ای+ نوشته شده در سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶ساعت ...
ادامه مطلب
(73 )xa0 > مهر رخسار ومه جبین شده ای آفت دل xa0بلای xa0دین شده ای مهر ومه را شکسته ای رونق غیرت آن ورشک این شده ای پیش از این دوست بودیم از مهر دشمن من کنونxa0 زکین شده ای من چنانم که پیش از این بودم تو ندانم xa0چرا چنین xa0شده ای ننشستی xa0چرا xa0دمی...
ادامه مطلب
(73 )xa0 << غزلی از هاتف اصفهانی >> مهر رخسار ومه جبین شده ای آفت دل xa0بلای xa0دین شده ای مهر ومه را شکسته ای رونق غیرت آن ورشک این شده ای پیش از این دوست بودیم از مهر دشمن من کنونxa0 زکین شده ای من چنانم که پیش از این بودم تو ندانم xa0چرا چنین xa0شده ای ننشستی xa0چرا xa0دمی xa0با من گرنه با غیر همنشین ...
ادامه مطلب
59xa0 از غزلیات xa0( هاتف اصفهانی ) ---------- بی مهری اگر چه بی وفا همxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 جور از تو نکو بود جفا هم بیگانهxa0xa0 وآشناxa0 ندانی بیگانه کشی وآشنا هم پیش کهxa0 برم شکایت تو کز خلق نترسی از خدا هم بس تجربه کرده ام ندارد آه سحری اثر دعا هم در وصل چوهجر سوزدم جان از درد به جانمxa0 از دوا هم ای گل که زهر گلی فزونست در حسن رخ تو در صفا هم شد فصل بهارو بلبل وگل در باغ به عشرتندxa0 با هم با هم ستم است اگر نباشیم چون بلبل وگل به باغ ماهم جز هاتف بی نوا در آن کوی شاه آمد وشد ...
ادامه مطلب