غزل 22

ای باده زخون من به جامت

ای باده زخون من به جامت

این می به قدح بود مدامت

خونم چو می ار کشی حلالت

می بی من اگر خوری حرامت

مرغان  حرم در  آشیانها

در آرزوی  شکنج  دامت

بالای بلند خوش خرامان

افتاده  شیوه خوش خرامت

دید آنکه چومه به طرف بامت

نالم که برد برتو نامم

آنکس که  زمن شنیده نامت

هرکس به غلامی تو نازد

هاتف به غلامی غلامت